متاسفانه هر روزه شاهد اخراج و بيكار شدن طيف وسيعي از 1 در جامعه هستيم كه 1 اين عوامل عبارتند از
1 – درخواست هاي نامشروع كارفرمايان مبني بر حساب سازي نه حسابداري
2 – عدم تخصص و توان كافي حسابدار در انجام امورات حسابداري
3 – عدم تخصص و توانايي كافي حسابدار درعلوم كامپيوتري وعدم تسلط به نرم افزارهاي قدرتمند وجامع حسابداري و مالي
4 – عدم احساس مسؤليت حسابدار نسبت به مؤسسه متبوع خود ناشي از عدم امنيت شغلي
5 – تن در دادن بي مورد و غير منطقي حسابداران به خواسته هاي غير قانوني كارفرمايان و حساب سازي ناشي از ترس اخراج
6 – بعد از آنكه كارفرمايان كارشان با حسابدار تمام شد و امورات مالي خود را به نتيجه رساندند تصور مي كنند كه ديگر با او كاري ندارند و به بهانه هاي مختلف عذر او را مي خواهند
7 – اذيت و آزار متقابل حسابدار و كارفرما نسبت به يكديگر بصورتي كه كارفرما حقوق متناسبي با كار انجام شده به حسابدار پرداخت نمي كند و حسابدار نيز به جهت انتقامهاي شخصي و نقد كردن حقوق خود اطلاعات مالي كارفرما را بلوكه كرده و بعضا درخواست وجه بيشتري مي كند .
8 – وجود افكار پوسيده و كج خيالي هاي كارفرمايان مبني بر آنكه مگر يك حسابدار چه كاري انجام مي دهد او فقط يك ميرزا بنويس است و بس !! و بلعكس افكار بيهوده برخي از حسابداران كه مي پندارند فقط و فقط آنها هستند كه در شركت و مؤسسه بايستي مورد ستايش قرار گرفته ، و بدون آنها درب شركت بسته خواهد شد و به اصطلاح هيچ يك حد و مرز خود را به خوبي نمي شناسند و ….
برچسب:
نویسنده: هستی طباطبایی